آرتیست‌شو

گین استیج یعنی چه؟ + راهکارهای اجرایی

لول و گین استیج مهم‌ترین کار در میکس و مسترینگ

درود بر همه‌ی همراهان آرتیست‌شو
دوستانی که به آهنگسازی و میکس علاقه دارند، احتمالا واژه‌ی گین استیج را بارها شنیده‌اند. یا جمله‌هایی مثل “باید حتما برای هدروم فضا بذارید” یا “مواظب باشید صداها دیستورت نشوند”؛ یا سوالاتی مانندِ: چرا گین استیج مهم است؟ آیا گین استیج در دنیای آنالوگ (دنیای برق و ولتاژ) با گین استیج در دنیای دیجیتالی (صفر و یک کامپیوتری) متفاوت است؟ و … این بار در آرتیست‌شو به مباحث زیر می‌پردازیم.

🔴 گین چیست و چه تفاوتی با ولوم دارد؟
🔴 تفاوت واحد اندازه‌گیری گین در دنیای آنالوگ و دیجیتال
🔴 گین استیج چیست و چه معنایی دارد؟
🔴 مفهوم هدروم در آهنگسازی و میکس چیست؟
🔴 مراحل و راه‌کارهای گین استیج

گین چیست و چه تفاوتی با ولوم دارد؟

خیلی‌ها هستند که گین (Gain) و ولوم (Volume) را گاها با هم اشتباه می‌گیرند. درحالی گین و ولوم مفهوم مشابهی دارند، اما مثل دو روی سکه متفاوت‌اند. گین به قدرت صدای ورودی و ولوم به قدرت صدای خروجی می‌گویند. پس هم می‌توانیم صدای سیگنال‌های ورودی را با گین کنترل کنیم و هم صدای خروجی را با وولوم؛ یعنی اگر صدای گین ورودی را مقداری کم کنیم تا در میکس و مستر پردازش‌هایی روی آن انجام دهیم، باز هم در پایان می‌توانیم خروجی آن را با وولوم بالا بیاوریم.

تفاوت واحد اندازه‌گیری گین در دنیای آنالوگ و دیجیتال

نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم، این است که اندازه‌گیری سیگنال‌ها در دنیای آنالوگ و دیجیتال با هم متفاوت است. در نرم‌افزار میزبان (DAW) گین با واحد dBFS یا (decibels full scale) اندازه‌گیری می‌شود. باید یادمان باشد که صفر dBFS در دنیای دیجیتال برابر است با -18 db در دنیای آنالوگ. صفر dBFS در نرم‌افزار میزبان، بالاترین لِول صداست؛ یعنی اگر صدایی بیشتر از صفر dBFS باشد، کلیپ می‌شود. نکته‌ی جالب این است که در دنیای آنالوگ، سقفی برای کلیپ شدن صدا وجود ندارد؛ چرا که سیگنال‌های آنالوگ پیوسته هستند و سیگنال‌های دیجیتال، خطی. این یعنی اگر سیگنال‌های آنالوگ مقداری هم دیستورت شوند صدای بدی نمی‌دهند و مقداری حس طبیعی بودن را ایجاد می‌کنند. تفاوت‌ واحد‌های دیجیتالی و آنالوگی مفهوم پیچیده‌تری دارد که در مقاله‌های بعدی به آن می‌پردازیم.
حال که با اصطلاح گین آشنا شدیم، می‌خواهیم به سراغ گین استیج برویم و بدانیم اصلا داستان گین استیج چگونه شروع شد؟

گین استیج چیست و چه معنایی دارد؟

در زمان‌های گذشته که هنوز سیستم‌ها دیجیتالی نبودند، همه چیز در دنیای آنالوگ ساخته و پرداخته می‌شد؛ میکروفون‌ها، کمپرسورها، میزهای کنسول و … وجود داشتند که همه با برق و ولتاژ کار می‌کردند. همه می‌دانیم که برای این‌که یک آهنگ آماده‌ی ضبط شود، باید مسیرهایی طی شود، مسلما مراحل ساخت یک آهنگ از ابتدا تا انتها نیاز به بررسی دارد. به خصوص که کامپیوتری در آن زمان وجود نداشت. هنرمندان برای ساخت یک آهنگ بی‌نقص باید در هر مرحله صدای خروجی را بررسی می‌کردند؛ مثلا پس از ضبط، صدا وارد کمپرسور می‌شد، آن‌جا تنظیم می‌شد، سپس خروجی آن چک می‌شد و اگر صدا مناسب بود به مرحله‌ی بعد (مثلا اکولایزر) می‌رفت. اگر در یکی از مراحل صدا به خوبی تنظیم نمی‌شد، ممکن بود در آهنگ صدای بدی دهد. پس گین لاین‌ها باید در هر مرحله‌ی پردازش صدا بررسی شود

اگر صدای لاین‌ها خیلی آرام باشد، صدای نویز فلور در آهنگ، ایجاد می‌‌شود. از طرفی اگر صدا خیلی بلند باشد، ممکن است کلیپ شود. خب، در اینجا مفهوم گین استیج در دنیای آنالوگ را تعریف می‌کنیم:

گین استیج در دنیای آنالوگ به بررسی و تنظیم تک‌تک لاین‌ها در هر مرحله‌ی پردازش روی صدا می‌گویند؛ به شکلی که صدایی بهینه با نسبت سیگنال به نویز کم ایجاد شود که از دیستورشن هم جلوگیری شود.

پس متوجه شدیم که گین استیج، مرحله‌ی خاصی نیست؛ درواقع چک کردن لاین‌ها پس از هربار پردازش روی صداست تا از دو چیز جلوگیری کند: نویز فلور (Noise Floor) و دیستورشن (Distortion). نویز فلور که به نسبت سیگنال به نویز می‌گویند، همان نویزهایی است که اگر صدای آهنگ خیلی پایین باشد، شنیده می‌شود. اگر هم صدا از اندازه‌ی مشخص شده (در نرم‌افزار میزبان صفر dBFS) بیشتر شود، صدا به اصطلاح دیستورت می‌شود و دیستورشن ایجاد می‌شود که یک نوع صدای نامطلوب است.
اگر یک محدوده‌ی مشخص داشته باشیم که به ما نشان دهد، صدا با کلیپ شدن (دیستورشن) یا نویز فلور چه مقدار فاصله دارد، کمک زیادی به ما می‌کند، درست است؟ پس بیایید با هدروم آشنا شویم.

مفهوم هدروم در آهنگسازی و میکس چیست؟

برای آشنایی و درک هدروم (Headroom) با یک مثال شروع می‌کنیم. یک لیوان خالی آب را در نظر بگیریم. این لیوان خالی، کل گینِ صدای در دسترس است که می‌توانیم آن را تغییر دهیم (یعنی به اندازه فضای خالی لیوان می‌تونیم صدارو زیاد کنیم). صدا را هم به عنوان آب درنظر بگیریم که قرار است در لیوان ریخته شود. سقف لیوان را 0 dbfs (یعنی ته گین توی نرم‌افزار میزبان) در نظر بگیریم.

در این مثال لیوان خالی به عنوان کل فضای گین در دسترس و سقف لیوان صفر dfbs است

فرض کنیم می‌خواهیم گین صدا را زیاد کنیم تا به خوبی شنیده شود. پس تا جایی که لیوان فضا دارد، آب را پر می‌کنیم.

 در این مثال ما صدا را تا سقف صفر dfbs بالا بردیم

لیوانِ ما تا لبه پر است و فضای خالی بین حداکثر گین ممکن (صفر dbfs) و بلندترین نقطه‌ی صدا (تا اونجایی که آب ریختیم) نداریم. چه اتفاقی می‌افتد؟ خب مسلما کنترل روی این لیوان سخت می‌شود و هنگام جابه‌جا کردن، آب روی زمین می‌ریزد! (صدا کلیپ می‌شه؛ یعنی خراب می‌شه و صدای بدی می‌ده) پس باید مقداری به لیوانمان فضا بدهیم تا کنترل بیشتری روی آن داشته باشیم. دوباره امتحان کنیم.

با قرار دادن هدروم مناسب کنترل روی صدا در پردازش‌های میکس و مستر راحت‌تر است

حال مقداری فضای خالی نگه داشتیم و الآن فضای مناسبی داریم که اجازه‌ی کنترل راحت‌تری به ما می‌دهد. پس بیایید هدروم را تعریف می‌کنیم.

هدروم در نرم‌افزار میزبان به مقدار فضای بین بلندترین نقطه‌ی صدا و صفر dBFS می‌گویند.

ببینید، در آهنگسازی و میکس و مستر، هدروم برای این قرار داده شده تا مقداری فضا داشته باشیم تا آب از لیوانمان نریزد. اگر به اندازه‌ی کافی هدروم برای تک تک لاین‌ها قرار دهیم، کنترل بهتری روی صداها خواهیم داشت و پردازش صداها در میکس و مستر، آسان‌تر خواهد بود؛ و اگر فضای هدروم نداشته باشیم، صدا به سقف خود، یعنی 0 dbfs می‌رسد و صدا کلیپ می‌شود.
هدروم (Headroom) در زمان‌ آنالوگ اهمیت بیشتری داشته، امروزه در دنیای دیجیتال کمتر به آن توجه می‌شود، اما همچنان اهمیت دارد.

خب حال می‌دانیم که، نه لول صدا باید آن‌قدر پایین باشد که با نویز فلور روبه‌رو شویم؛ نه باید آن‌قدر بلند باشد که صدا کلیپ شود. یک هدروم مناسب برای هر لاین در نظر می‌گیریم تا در مراحل بعدی میکس و مسترینگ، به راحتی آن را پردازش کنیم.

پس بیایید چندتا از راه‌کارهای گین استیج را هم بررسی کنیم.

مراحل و راه‌کارهای گین استیج

همان‌طور که از تعاریف بالا متوجه شدید، به‌طور کلی Gain Stage فقط به یک مرحله و عمل خاص ختم نمی‌شود. کنترل گین در هر محله‌ای که امکانش وجود دارد، برای اجتناب از دیستورشن و نویز لازم است. اما در این بخش، سعی می‌کنیم چند مورد مهم و عملی که با آن‌ها می‌توانید کنترل بهتری روی گین داشته باشید، باهم بررسی کنیم. ضمن این‌که در آموزش‌های میکس و مسترینگ هم به طور کامل‌تر توضیح دادیم.
لازم است دوباره یادآوری کنم که موارد پایین بیشتر برای مرحله بعد از ضبط صدا در نرم‌افزارهای میزبان است؛ درحالی‌که شما حین صدابرداری و مراحل ضبط هم باید به کنترل گین در دیوایس‌های مختلف بپردازید.

کنترل گین در کلیپ‌گین (Clip Gain) و سازهای مجازی

با هر DAW که کار می‌کنید، حتما امکان کنترل کلیپ‌های صوتی را در اختیار شما قرار می‌دهد. برای مثال شما در یک لاین یا تِرَک گیتار ممکن است کلیپ‌های مختلفی را کپچر کنید. گین هر کدام از این کلیپ‌ها را می‌توانید کنترل کنید که صدا قبل از وارد شدن به اینسرت‌ها و فِیدرِ ترک، گین مناسب خود را داشته باشد.
همچنین اگر ترک شما یک لاین پلاگین ساز مجازی است، معمولا می‌توانید از همان پلاگین گین خروجی را کنترل کنید.

کنترل گین در پلاگین‌ها

مورد بعدی کنترل گین در خروجی پلاگین‌های صوتی است. بعد از مرحله اول صدا معمولا وارد قسمت اینسرت و پلاگین‌های صوتی برای افکت‌گذاشتن یا پردازش‌های میکس می‌شود. در دوره پروژه محور میکس و مسترینگ هم روی این مسئله تاکید کردیم که کنترل خروجی هر کدام از این پلاگین‌ها اهمیت بسیاری دارد.
همیشه سعی کنید مقدار گین ورودی صدا با خروجی آن از هر پلاگین برابر باشد. این امر علاوه‌بر کنترل گین دلایل دیگری هم دارد. کنترل گین در پلاگین‌هایی که شبیه‌سازی نسخه‌های سخت‌افزاری هستند اهمیت بسیار بیشتری هم دارد. چرا که دیوایس‌‌های آنالوگ که با ولتاژ و برق کار می‌کنند، با افزایش گین، هارمونی و جزییاتی را به صدا اضافه می‌کنند و این جزییات حالا در نسخه دیجیتالی (پلاگین) آن‌ها هم شبیه‌سازی شده است.

کنترل گین در باس‌ (Bus)

باس‌ها کانال‌هایی هستند که صداهایی از خانواده‌های شبیه به هم را، به آن‌ها روت می‌کنیم تا روی همه آن‌ها کنترل‌هایی داشته باشیم. برای مثال شما در یک پروژه کیک (Kick)، اسنیر (Snare)، های‌هات (HH)، اورهد(Overhead)، روم (Room) و… دارید که همه از خانواده درامز هستند. پس شما می‌توانید همه‌ی این کانال‌های مشابه را به یک کانال روت (Rout) یا متصل کنید و مثلا فقط با یک فیدر (Fader) صدای کل درامز را کم یا زیاد کنید.
البته همیشه هم لازم نیست صداهایی که فقط از یک خانواده هستند را به باس‌ها روت کنید؛ بلکه بسته به نیاز شما در پروژه می‎توانید استفاده‌های دیگری از آن داشته باشید. به‌هر‌حال یکی‌دیگر از راه‌های کنترل گین استفاده از این باس‌هاست.

میکس‌ باس (Mix Bus)، استریو اوت (Stereo Out) یا مستر (Master)

مرحله آخر کنترل، کانال نهایی است که کل لاین‌های شما در نهایت از آن‌ وارد اسپیکر‌ها می‌شوند. در این مرحله شما می‌توانید کانال مستر خورد را برای گین مناسب کنترل کنید. ولی در برخی از نرم‌افزارهای میزبان، صدا قبل از فیدر وارد پلاگین‌ها می‌شوند. اگر یادتان باشد یکی از هدف‌های گین استیج درست، این بود که هدروم کافی برای بالابردن لودنس در کانال مستر داشته باشیم. پس اگر در کانال مستر، صدا قبل از فیدر وارد پلاگین‌ها شود، شما نمی‌توانید با پایین آوردن فیدر، گینِ مناسب را وارد لیمیتر و پردازش‌گرهای (Processor) دیگر کنید.
به همین دلیل می‌توانید به‌جای ارسال مستقیم صدا به کانال مستر و نهایی، تمام لاین‌ها را وارد یک باس دیگر کنیم (که معمولا بهش میکس‌باس می‌گیم) و صدای کل لاین‌ها را از آنجا کنترل کنیم و سپس برای انجام کارهای مسترینگ وارد کانال مستر کنیم.

مرسی که تا پایان مقاله مارو همراهی کردین و امیدوارم نکات خوبی رو یاد گرفته باشین. منتظر نظرات و انرژی شما زیر این پست هستیم 💜

امین خان‌زاده

    نوشته‌های مرتبط

    قوانین ارسال دیدگاه

    • دیدگاه های فینگلیش تایید نخواهند شد.
    • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
    • از درج دیدگاه های تکراری پرهیز نمایید.
    دیدگاه‌ها

    *
    *

      حافظ پاسخ

      سلام و ارادت.چقدر عالی که چندین مبحث مهم و فوت کوزه گری در میکس رو اینجا برای دوستان توضیح دادین و چقدر هم کانل در عین مختصر بودن...
      سایت های مختلف دارن برای اکثر مطالبی که شما میذارین پول میگیرن.
      با اختلاف بهترین سایتی که در چندین زمینه مهم میشناسم هستین.خداوند حفظتون کنه.

      سعید پاسخ

      سلام
      مرسی بابت اطلاعات مفید و ارزنده تون. بسیار یا کیفیت بود.
      با قدرت ادامه بدین 💪💪💪

        امین خان‌زاده پاسخ

        سلام سعید عزیز خوشحالم که از مطالب راضی بودین
        ممنون از انرژیتون 💜

    0